نظری بر وضعیت امنیتی در برنامه سیاه و سفید

5 جدی 1396      1772     Slider

برنامه سیاه و سفید در مقابل نابرابری و وخامت وضعیت امنیتی نظریات متفاوت داشت
حبیب الرحمن حکمتیار
حتی نشستن بر کرسی ها را که چرا عده ای بالاتر می نشینند و عده ای را پایین تر می نشانند نیز نشانه ای از تعصب دانستند که عده ای برنامه ریزی با چنین اعمالی شده قوم گرایی می کنند. 
ملامت کردن حکومت به روابط برای تعیینات، ذکر تعیینات ناسنجیده در شورای امنیت ، مخالفت با مرکزیت و شعار تمرکز زدایی،اینکه جامعه افغانستان فیدرالی است اما حکومت غیر فیدرالی نیز از عوامل بحران می باشد و اینکه حکومت دنبال پشتونهای پشتونتر در مقرری می گردند نیز ذکر شد.
 
پروژه توتاب را که چرا مسیر آن تغییر نکرد را هم نشانه از تعصبات قومی دانستند، و اینکه حکومت عمدا چنین عملی انجام داده تا بخشی از مردم افغانستان پیشرفت را به چشم نبینند و محروم نگهداشته شوند، ذکر کمپنی های معتبر که رأی مثبت به تغییر مسیر توتاپ داده اند.
در رابطه به حاکمیت حکومت بر بحران گفته شد
در طول دو نیم سال از حکومت وحدت ملی حدود ۷۵ هزار فرد بی گناه خون شان ریخته شده است، در گذشته نیروهای  خارجی در تامین امنیت و جنگ با مخالفین در صف اول قرار داشتند و تمام بار جنگ بر دوش آنان بود اما حال حکومت امنیت را تامین می کند و دلیلی به اینکه امنیت خراب شده اما نشان دهنده توانایی حکومت در مقابل مخالفین است!!
صدای مخالفت در بدخشان،قندهار و مزار و بامیان در مقابل حکومت بلند است.
اعتبار به فضای مجازی!! نیز از زبان وکیلی بار بار گفته می شد در حالیکه مجازی است و حقیقتی در آن نه نهفته، بطور مثال حزب اسلامی با تمام بزرگی اش هیچ صفحه رسمی در فضای مجازی ندارد اما در هر گوشه کشور متعهدین و دوستداران دارد.
جوهر جرأت حقیقت گویی در رابطه به وضعیت بد امنیتی ،جنگ و نارضایتی مردم  در وجود آنانیکه در حکومت کنونی و گذشته سهم فعال داشتند نیست، فقط برای امتیاز خواهی و بود و نبود جایگاه خاص در حکومت این و آن را ملامت می کنند.
باید واضح گفت که اشغال کشور ،حضور نظامی کشورهای بیرونی ،حکومت ساخته شده بن  ریشه اصلی تمام بحران کنونی است ، بن حکومتی تشکیل داد که در آن حکومت افغانستان بر کشورهای که در اشغال افغانستان همکار بودند تقسیم شد و هر کدام سهمی برای خود مشخص ساختند ، احزاب و شخصیت های که مخالف این روند بودند و کشورهای سهم دار از آنان نفرت داشتند در لیست سیاه جای داده شدند و جنگ بر آنان تحمیل گشت ، نیروهای افغانی را که این کشورها حمایت می کردند جنګ خونین علیه رقبای افغانی خود به راه انداختند تا زودتر نابود شوند و تمام اقتدار برای همیش در اختیار ایشان قرار ګیرد، حضور نیروهای خارجی در تمام تصمیم گیریهای مهم مملکت از تعیین وزیر،والی و معین گرفته تا رئیس و مدیر،بمباردمان بی رحمانه آنان، تحمیل جنگ بر حزب اسلامی و طالبان و عدم پذیرش مخالفین در نظام طبق شرایط معقول که عزت ،حیثیت و قدرت آنان محفوظ باشد و در روند حکومت داری از هموطنانی که ایشان را حمایت می کنند به درستی و قوت بتوانند نمایندگی کنند .
 موارد فوق از بحرانی تر شدن روز به روز افغانستان حکایت می کند.
متاسفانه عده ای جرأت استعمال لفظ اشغال را ندارند، حکومت فعلی را به تعصب ملامت می سازند در حالیکه جرأت یک کلمه از اینکه تمام وزارت های کلیدی حکومت بن به دست یک جبهه از پنجشیر بود را ندارند و آن بی عدالتی را عین عدالت اجتماعی می دانند!! تیم آقای داکتر عبدالله در انتخابات گذشته در مقابل ضیاء مسعود برگه های را در پنچشیر پخش کردند تا کسی با اعتماد به ضیاء مسعود به داکتر اشرف غنی  رأی ندهد، در آن برگه ها عجیب نوشته بودند که فیصدی آنانی که از ولایت پنچشیر کرسی های مهم و تصمیم گیرنده را در حکومت در اختیار دارند ۶۰ در صد تمام ولایات دیګر است!!! آیا این عدالت اجتماعی است؟! امروز همانها داد از قوم گرایی می زنند و دیگران را اگر چه خواهان عدالت اجتماعی و برابری هستند  ملامت به قوم گرایی می کنند. 
نمی دانم ایشان چه نوع نظام فیدرالی می خواهند؟! در کشوری که مرجع تصمیم مشخص نیست،کشورهای بیرونی و همسایه ها غرق در مداخلت در همه امور کشور هستند ،و با وجود نظام مرکزی جزیره های قدرت وجود دارد و سرتاسر کشور را جنگ گرفته، سی هزار افغان را در سوریه و عراق می جنګانند، تمام مطبوعات ما به دست کشورهای بیرونی است، هم اسلحه وارد کشور می شود هم دالر و در هر سو و کنار می بینیم که حکومت حاکمیت ندارد،  چطور می شود مطمئن بود که با نظام فیدرالی کشور به سوی تجزیه نمی رود؟  در این وضعیت شعار فیدرالی افغانستان صد چند ضعیف تر و پارچه پارچه تر را به ما خواهد داد، در حالیکه مسلمان هستیم و داد از تعهد خود با یکی از احزاب پیروی خط نهضت اسلامی می زنیم و در صورتیکه که در اسلام نظام فیدرالی نداریم چطور بازهم چنین خواهشی را سر می دهیم!!
تغییر در انتخابات کنونی می تواند بهترین راه حل برای ختم فیصدی زیادی از بحران گردد،نظام انتخابات اگر نمایندگی تناسبی باشد تمام مردم نمایندگان خود را در ساختار حکومت خواهند دید، ما حال یک طرف بازنده و طرف دیگر برنده داریم و بعد امریکا می آید و بازنده را هم سهمی می دهد .نمایندگی تناسبی که خیلی از کشورهای اروپا به آن روی آورده اند پس از تجربه درازی که از انتخابات کهنه  داشتند و در آن عدالت تامین نمی شد و اکثریت محروم می ماندند و اقلیتی که سی تا چهل در صد آراء را بازتاب می داد اقتدار را در دست می گرفت کنار گذاشتند و نمایندگی تناسبی را که  در آن از هشتاد تا نود و پنچ  درصد ملت می تواند نمایندگان خود را در ساختار ببینند را برگزیدند.
در ختم تعصبات قومی و سمتی نیز این نوع انتخابات می تواند فیصدی زیادی  از آنرا کاهش دهد، در تصمیم گیریهای کلان می تواند زودتر به نتیجه رسد ،در مقابل فساد نیز بهترین و بیشترین دست آورد را خواهیم داشت، زیرا در آن صورت احزاب تصمیم می گیرند نه افراد، حال تمام کشورهای که عزایم سوء نسبت به کشور مان دارند می خواهند افغانها را پارچه پارچه کنند و هر فردی به سهولت با سمتی به معامله بنشیند و اگر در پارلمان موضوع اینکه چاشت چی بخوریم مطرح شود شاید تا چند روز سرو صدا باشد .
یکی خواهد گفت ستیک مکزیکو بخوریم، دیگری خواهد گفت جوجه کباب ایرانی بخوریم، دیگری خواهد گفت ملایی تیکه پنجاب را ترجیح می دهم، دیگری خواهد گفت پیتزای ایتالیا را... زیرا خیلی ها وابستگی دارند. اما اگر حزبی باشد می گوید کابلی پلو داریم و آنانیکه به نمایندگی از این حزب در پارلمان حضور دارند دیگر حق هیچ انتخابی ندارند. پس بازار معامله گری کم می شود و فساد نیز کاهش می یابد.
 آنانی که حال دیگران را ملامت می کنند چرا متوجه نیستند که یک و نیم دهه نیروهای خارجی با حمایت جامعه بین المللی اینان را از هر لحاظ حمایت کردند هم مالی،هم نظامی ،هم سیاسی و هم تمام مطبوعات به نفع ایشان سرودند اما هر روز بر مخالفینش افزوده می شد. آیا همین شرم و ناکامی نیست؟ چرا بر طرفداران و حامیانش افزوده نمی شد؟ آیا فقط پاکستان ملامت است؟ در یک سو تمام دنیا از ایشان حمایت می کند و در سوی دیگر پاکستان!!! و ایشان باز هم ناکام!! در اصل ملامت کردن پاکستان نیز بی احترامی به تمام آنانی است که با نظام کنونی و گذشته مخالف اند. مردم افغانستان به این دلیل مخالف اند که در ده ماه امسال سیصدو چهل هزار خانواده در داخل کشور مهاجر می شود نه به خانه خود می توانند برگردند و نه به زمین خود.و عامل اصلی بدبختی خود را حکومت ناتوان و بمباردمان خارجی ها می دانند. در مومند دره و غنی خیل نیروهای خارجی در سه ماه بیش از دوصد خانه را با بمب تکه تکه کرده اند ،در ولسوالی امام صاحب قریه قرغز حدود سیصد خانه را بمبارد کرده اند . پنچ هزار گوجر مهاجر است،و.... چطور و چرا باید حمایت کنند؟!
وزیر داخله و وزیر خارجه همان زمان به نیروهای خارجی حق هر نوع عملیات را در کشورمان می دهد و آنان نیز با کشتار مردم هر روز بر عده آنانی می افزودند که از نظام و خارجی ها نفرت کنند و حتی حاضر باشند مرگ را به جان بخرند و بجنګند.
تا زمانی که عدالت اجتماعی حقیقی حاکم نشود و نمایندگان اصلی مردم اقتدار را در دست نگیرند و آنانی که باد آورده هستند و زور بازوی نظامیان خارجی آنان را به جای رسانیده اند برطرف نگردند،آنانیکه در این بحران دخیل بودند از اقتدار دست نکشند مشکل و امنیت تامین نمی شود.
 
تمام کمپنی های معتبر دنیا می توانند تمام پروژه های افغانستان را تغییر مسیر دهند و بدیل های مناسب ارائه دهند اما وقتی حکومت می خواهد ریل قطار از ولایات شمال بگذرد دیگر مردم قندهار و ننگرهار و پکتیا و خوست و پکتیکا و نورستان مظاهرات به راه نمی اندازند، ما معادن گران بها در نورستان داریم اما از برق و سرک محروم است. تغییر مسیر توتاپ و شعارش را آنانی می دهند که در تنظیم ایشان بغیر از هزاره نه یک پشتون است،نه یک تاجک و نه یک ازبک و شاید یک سنی هم نباشد. آیا می تواند شعار ملی دهد؟!
باید ذکر کنم که در انتخابات تناسبی مشکل قوم به این دلیل حل می شود که احزاب کوچک مجبورند با احزاب دیگر یکجا شوند تا ملت شمول باشند در غیر آن فقط می توانند از همان قریه و ولسوالی خود نمایندگی کنند و در همان فیصدی در حکومت سهم داشته باشند.با یکجا شدند احزاب کوچک با احزاب بزرگ مشکل تعصب و قوم گرایی خود حل می شود. حق به حقدار می رسد و هر کس بنابر نفوذی که دارد در حکومت اقتدار را در دست می گیرد.
حبیب الرحمن حکمتیار
 
 
 
در صفحات اجتماعی شریک سازید
ما را در صفحات اجتماعی دنبال کنید