همسایه بی رحم.

5 سنبله 1396      606     ویدیو / فیلم

همسایه بی رحم

حکمتیار

مرا اى دشمن همسايه يى بى رحم

رقيب بىمروت خصم بىآزرم

ز بام قصر خود در كلبه من آتش افروختى

و كبريتش به جيب كودك نادانم انداختى

*****

مرا بگذار كاندر دره هاى زرد اين ميهن

دهاتش سوخته در آتش

فرو افتاده ديوارها

دمى در سايۀ خشكيده بن

بر صخره اى آرام بنشينم

و بر ويرانه هاى خوفناك جنگ

كمى از نو بينديشم

و بر آنان كه با تو ساخت و كشور سوخت

مرگ و ننگ بفرستم

*****

مرا بگذار ميان مردمان خسته و دردمند

كشيده، زجر فقر و جنگ

دمى بر خاك بنشينيم

به هم گوييم درد دل

علاج زخمهاى دردناك از همدگر جوييم

*****

مرا بگذار درين ويرانه پهنايى

كه گه طوفان وزد از شرق

گهى گردباد تند از غرب

گهى سيلاب سرخ از راست

گهى آژير مرگ از چپ

به فرياد رساگويم:

دمى خاموش اى آتش!

كمى آرام اى طوفان!

كه تا ما آشيان از نو بر افرازيم

كه تا ما گردها از رو بر افشانيم

*****

مرا بگذار پاى سرو قامت راست

كه دائم، سربلند و رو بسوى آسمان دارد

نه از طوفان بخود لرزد

نه از گرد باد بخود پيچد

نه از سيلاب زجا جنبد

به آهنگ رسا بر او

و همتايان او دائم

سلام گرم، درود آتشين گويم

*****

مرا بگذار ميان صعوه هاى پا شكسته

بالها سوخته

همه را آشيانها، بادهاى تند و تيز

از بيخ و بن كنده

بهم ناليم و اشك غم فرو ريزيم

و با موج دعاء و درد

باب عرش را كوبيم

و با فرياد، فرياد از خدا خواهيم:

خزان زرد اين مأوى

بهار جاودان گردان!

بهار سبز اين ميهن

تو ايمن از خزان گردان!

*****

مرا بگذار كز دشمن ندارم گله اى

از دوست مى نالم

از آنكو دشمن مكار

نجوى كرد در گوشش:

كنار راد مردان، مؤمنان بگذار

به حكم او زما ببريد،

به خيل بردگان پيوست،

تفنگ بر شانه اش بگذاشت

بسوى مانشانه رفت و

بال و پاى ما بشكست

*****

 

 

 

در صفحات اجتماعی شریک سازید
ما را در صفحات اجتماعی دنبال کنید